برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی

من از سپیده سخن میگویم
من از پیشانی صبح آسمان حرف میزنم
من از خانهای که سپیده از آن سر میزند
من از گل، از شاخهٔ گلی که خمیده، گلی که پرپر شد؛ آبی که نرسید حرف میزنم
من از دلتنگی دلی که در کنج قفس پژمرد، افسرد سخن میگویم
من.........
#رضا_بلوط
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی
میدانم، میدانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برخورد نخواهم کرد که احساس تندی را در من به وجود آورد.میدانی، شروع به دوست داشتن کسی کردن، اقدام مهمی است.باید نیرو، کنجکاوی و کوری داشت.حتی لحظهای هست در آغاز، که باید از پرتگاهی پایین پرید؛پرتگاهی که اگر کسی به آن فکر کند، این کار را نخواهد کرد.
میدانم ،میدانم که من دیگر هیچوقت نخواهم پرید ..
#تهوع
#ژان_پل_سارتر
برچسب:
نویسنده: ستایش حسینی