خرید بک لینک
سلام روزگار چه میکنی
با نامردی مردمان؟
من هم اگر بگذارند!
دارم خرده های دلم
را چسپ میزنم!
راستی این دل
دل میشود ..

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

من از سپیده سخن میگویم
من از پیشانی صبح آسمان حرف میزنم
من از خانهای که سپیده از آن سر میزند
من از گل، از شاخهٔ گلی که خمیده، گلی که پرپر شد؛ آبی که نرسید حرف میزنم
من از دلتنگی دلی که در کنج قفس پژمرد، افسرد سخن میگویم
من.........

#رضا_بلوط

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

بهت قول میدم نبینی منو ، بهت قول میدم سراغت نیامبهت قول میدم عزیز دلم که چشمت نیفته دیگه توو چشامکه انقدر اشکام عذابت نده ، دیگه قسمت روزگارت نشمبهت قول میدم نمونم برم ، که یک لحظه هم بی قرارت نشمیه ب

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

قرار نبود هر شب
یکی پشت پنجره
اشک هایش را پاک کند
و به اندازه ی دلتنگی هایش
ستاره ها را بشمرد...
حتی قرار نبود
کسی برود و من
این ها را بنویسم!

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

تو کجایی؟ من خیلی معذرت میخوام نمیتونم بخوابم، نمیتونم امشب رویاپردازی کنم!

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

منم
درختی که
برگ هایش را ریخت
تا تو ماه را
از میان شاخه هایش
تماشا کنی ..

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

از "زمستان"
بپرس
چه کسی تورا
"رنجاند"
که این طور ..
"سرد" شدی؟

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

هر هشت ساعت که هیچ ..
هرثانیه هم که قرص بخورم یاد تو از سرم نمیره و نخواهد رفت!

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

چه گریزید ز من؟چه شتابید به راه؟به چه خواهی بردندر شبی این همه تاریک پناه؟مرمرین پلهء آن غرفه عاجای دریغا که ز ما بس دور استلحظه ها را دریابچشم فردا کورستنه چراغیست در آن پایانهر چه از دور نمایانستشای

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

میدانم، میدانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برخورد نخواهم کرد که احساس تندی را در من به وجود آورد.میدانی، شروع به دوست داشتن کسی کردن، اقدام مهمی است.باید نیرو، کنجکاوی و کوری داشت.حتی لحظهای هست در آغاز، که باید از پرتگاهی پایین پرید؛پرتگاهی که اگر کسی به آن فکر کند، این کار را نخواهد کرد.
میدانم ،میدانم که من دیگر هیچوقت نخواهم پرید ..

#تهوع
#ژان_پل_سارتر

برچسب: نویسنده: ستایش حسینی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 19:16

صفحه بندی